سید علی خامنه اي
از مرثیهٔ علی تا تبریک سیدعلی
🔻رویتان سیاه و نامتان ننگ آلوده باد که در آماج تیرهای دشمن نشستهاید و از جای نمیجنبید، غارتتان میکنند و شما در بیغیرتی احساس ننگ نمیکنید، بر شما میتازند بیآنکه شما در مقابل آنان پیکاری داشته باشید، در برابر چشمانتان فرمان خدا را سر می زنند و معصیت میکنند و شما بدان خشنودید.
🔻چون در تابستان شما را به جهاد و جنگ فرا میخوانم میگویید: اینک هوا در اوج گرماست مهلتمان ده تا گرمای سخت فروکش کند، و چون در زمستان دستور بسیج میدهم و به جهاد میخوانمتان میگویید: اینک اوج سرماست. مهلتمان ده تا سرمای سوزان بگذرد! تمامی فرصتها در فرار از گرما و سرما گذشت، و به راستی وقتی شما چنین از گرما و سردی هوا گریزان هستید، به خدا سوگند از برق شمشیرها گریزانتر خواهید بود.
🔻ای نامردان!
كاش نه شما را ديده بودم و نه مىشناختمتان. اين آشنايى براى من، به خدا سوگند، جز پشيمانى و اندوه هيچ ثمرهاى نداشت. مرگ بر شما باد، كه دلم را مالامال خون گردانيديد و سينهام را از خشم آكنده ساختيد و جام زندگيم را از شرنگ غم لبريز كرديد و با نافرمانیهاى خود انديشهام را تباه ساختيد. تا آنجا كه قريش گفتند: پسر ابوطالب مردى دلير است ولى از آيين لشكركشى و فنون نبرد آگاه نيست! آيا در ميان رزم آوران، رزمديدهتر از من مىشناسید؟! يا كسى را میشناسید كه پيش از من قدم به ميدان جنگ نهاده باشد؟! وقتى كه من به آوردگاه مىرفتم، هنوز به بيستسالگى نرسيده بودم و حال آنكه اكنون از شصت سالگى گذشتهام. آرى، كسى را كه از او فرمان نمىبرند چه رأى و انديشهاى تواند بود!
🔻این بخشی از مرثیهٔ جانسوز علیست که در کوفه میخواند. تازیانهٔ خشم و دلتنگی امیرالمؤمنین علیهالسلام بارها بر سر و صورت ملت سِر شدهٔ آن عصر خورد، اما دریغ از یک جو غیرت!
🔻اما حالا سیدعلی اندکی قبل از چهل و هفتمین سال استقلال و آزادی ملت، آنها را به هماوردطلبی خیابانی فرامیخواند، به فاصلهٔ کمتر از دو روز خیابانها مملوّ از جمعیت میشود. مردم عالم شاهد حضور ملت مبعوثشده در خیابانها بودند. تاریخ بشر تا قبل از این، این صحنهها را هرگز به خود ندیده بود. و امشب رهبر ما، پیام تبریک و تشکر خود را تقدیم این ملت بینظیر کرد.
طوبی لهم و حسن مآب